السيد علي الحسيني الميلاني
117
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
و دو پسرش را به همراه فاطمه به زير پارچهاى داخل نمود ، سپس گفت : پروردگارا ، اينان اهل بيت و اهل من هستند ؛ [ دوم ] جانشينى على در مدينه بجاى رسول خدا [ در واقعهء جنگ تبوك كه پيامبر به او گفت : جايگاه تو نسبت به من همانند جايگاه هارون است به موسى ] و [ سوم ] پرچمدارى روز خيبر [ كه پيامبر گفت : فردا ، پرچم را به كسى خواهم داد كه محبوب خدا و رسول است و او نيز خدا و رسول را دوست دارد ، و در حالى كه على دچار چشم درد بود ، با آب دهان رسول خدا مداوا شد و خيبر را فتح نمود ] . ابن حجر مكّى و « آيهء تطهير » ابن حجر مكى كه از سنّيان متعصّبى است كه كتاب صواعق محرقه را در ردّ شيعه نگاشته ، مىنويسد : الآية الاولى : قال اللَّه تعالى « إِنَّما يُريدُ اللَّه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا » أكثر المفسّرين على أنّها نزلت في علي وفاطمة والحسن والحسين ؛ « 1 » آيه نخست : آيهء تطهير است كه بسيارى از مفسران معقتدند كه در شأن على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام نازل شده است . آيهء تطهير از ديدگاه طبرى تفسير طبرى نزد اهل سنّت از معتبرترين كتابهاى تفسيرى است . « 2 » وى در ذيل
--> ( 1 ) . الصواعق المحرقة : 2 / 421 . ( 2 ) . طبرى مورد تجليل اهل تسنّن و نزد آنان محترم است ، از همين رو بر طبق قاعده بايد روايت و حرفوى را بپذيرند ، امّا تعصب بيش از حد برخى باعث برخورد دوگانه با طبرى شده است . به عنوان مثال ابن تيميه در منهاج السنّة دچار تناقض گويى شده و گاه ضمن تجليل از طبرى ، به كلام وى استدلال و او را مقبول و مورد اعتماد معرفى مىكند ( براى نمونه ر . ك : منهاج السنّة : 1 / 66 ، 2 / 286 ، 4 / 41 و 6 / 29 ) ، اما در جايى كه طبرى سخنى بر خلاف نظر او مىگويد و يا حديثى نقل مىكند كه مورد استناد و استدلال شيعه است ، وى را نفى و طرد مىكند ( براى نمونه ر . ك : منهاج السنّة : 7 / 102 و 152 ) . اين برخورد دوگانه علاوه بر تعصب ، نشان دهندهء بى مبنائى ابن تيميه است ؛ ولى ما در بحثهاى خود به قواعد و موازين مناظره التزام و تعهّد داريم ، و سنيان چارهاى ندارند جز اين كه استدلال ما به روايات معتبر - كه در كتب عالمان مورد وثوق اهل تسنّن نقل شده است - را بپذيرند .